شروع ماه رمضان و حتی فکر کردن به ماه رمضان حس های زیادی را در ما زنده میکند و همه ما خاطرات بیشماری از ماه رمضان داریم. از ربنای شجریان تا تیتراژ ِ پارسال ماه عسل در ذهنمان مرور می شود. سفره های سحری و افطار، شله زرد و آش نذری، مهمانی های خاطره انگیزی که دعوت شدیم. سریال های زیادی که بندمان کردند به تلویزیون، از او یک فرشته بود و صاحبدلان تا پایتخت و مادرانه. یاد پدربزرگ و مادربزرگ هایی میافتیم که زمانی همه دور هم پای سفره افطارشان مینشستیم و اکنون از دست شان داده ایم و دیگر نمیدانیم پای کدام سفره با عزیزانمان بنشینیم و همدیگر را کِی ببینیم و کِی بشنویم؟ یاد روزه کله گنجشکی و افطاری مدرسه مان میافتیم. یاد غروب هایی میکنیم که مینشستیم پای مشق ها مان و دل توی دل مان نبود که الله اکبر ِ اذان بلند شود و به یاد ِ وعده صبحانه هِی چای شیرین بخوریم. یاد شب های قدری که با فلان دوست مان تا صبح بیدار ماندیم و خیلی هم بهمان خوش گذشت و اتفاقا گریه هم کردیم و دعا هم خواندیم و در آخر "قرآن" را به سرمان گرفتیم.
حافظه ی ما پر شده از دوست، فامیل، خوراکی، مهمانی، سریال، آهنگ، غروب های خاص در گذشته هایمان، ربنای شجریان، حتی ناهار خوردن های یواشکی در روز ِ ماه ِ رمضان یا حداقل گذاشتن یک بامیه در دهان و تند تند جویدنش که کسی ناغافل سر نرسد.
کسی یاد ِ قران نمیافتد.
یاد فلان آیه در فلان سوره نمی افتیم که مثلا در قرآن خواندن های ماه ِ رمضانمان به فلان نکته رسیدیم و فلان آیه برایمان روشن شد. مگر نه اینکه شب ِ قدر که شب ِ نزول قرآن است در این ماه است، پس چرا قرآن یک شب ِ قدر بر جان ِ ما نازل نشد؟ قرآنی که خدا آن را برای هدایت ما آسان کرد، وَ لَقَد یَسَّرنا القرآنَ لِلذِّکر ..
کسی یاد ِ قرآن نمی افتد. در حالی که خدا این ماه را به نام قرآن شناسنامه زده است، شَهرُ رَمَضانَ الَّذی اُنزِلَ فیهِ القرآن.
یادم باشد عذر و بهانه ای برای نفهمیدن قرآن نخواهم داشت چرا که خود ِ خدا در قرآنش فرمود:
وَ لَقَد یَسَّرنا القرآنَ لِلذِّکر فَهَل مِن مُدَُکِر.
برچسب: هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی,هواخواه توام جانا و ميدانم كه ميداني,هواخواه توام جانا و ميدانم که ميداني,معنی هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی,تفسیر هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی,تعبیر غزل هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی,
نویسنده: سارا رضایی