
بالاخره بعد از صد سال میرسیم سر وقت پست مشهد.ما دوشنبه ساعت یازده شب رفتیم راه آهن تهران. هشت نفر بودیم که بلیط فقط به اسم چهار نفرمون بود. با خوندن ِ کلی حدیث و آیه از گیت رد شدیم و کارت شناسایی همون چهارتا رو فقط دیدند. سه نفرمون هم تو کرج سوار شده بودند. قرار بود قطار ساعت یه ربع به دوازده برسه تهران ولی ساعت یک و خورده ای اومد چون یک عدد آدم رو بعد از کرج زیر گرفته بود :|بعد از اون مشکل خاصی پیش نیومد و ساعت ِ یک ظهر اینا رسیدیم مشهد. لازم به ذکر است به این نکته اشاره کنم که توی قطار شعار های مرگ بر آمریکا رو سر دادیم.از طرف کاروان بهمون گفته بودند که ق...
ادامه مطلب
شروع ماه رمضان و حتی فکر کردن به ماه رمضان حس های زیادی را در ما زنده میکند و همه ما خاطرات بیشماری از ماه رمضان داریم. از ربنای شجریان تا تیتراژ ِ پارسال ماه عسل در ذهنمان مرور می شود. سفره های سحری و افطار، شله زرد و آش نذری، مهمانی های خاطره انگیزی که دعوت شدیم. سریال های زیادی که بندمان کردند به تلویزیون، از او یک فرشته بود و صاحبدلان تا پایتخت و مادرانه. یاد پدربزرگ و مادربزرگ هایی میافتیم که زمانی همه دور هم پای سفره افطارشان مینشستیم و اکنون از دست شان داده ایم و دیگر نمیدانیم پای کدام سفره با عزیزانمان بنشینیم و همدیگر را کِی ببینیم ...
ادامه مطلب
امروز رو فراموش نخواهم کرد. 26 شهریور ِ 95 ی که بر من گذشت رو از یاد نخواهم برد. الدنیا سجن المومن .. فقط کاش که مومن باشم و اینجا هم زندان....
ادامه مطلب